بدون عنوان


درباره اثر

رضا مافی شیوه‌ای ویژه داشت و تابلوهای او را بین صدها تابلوی دیگر بسادگی می‌توان تشخیص داد. رنگ تابلوهای او بیشتر قهوه‌ای است با متن و نوشته‌هایی به همین رنگ که متمایل به سیاه است. این رنگ که وقار ویژه‌ای دارد به اثر حالتی کهنه و قدیمی می‌دهد. او از بکار بردن رنگ‌های تند و درخشان بکلی گریزان بود و بندرت در ترکیب متن‌ها از آنها استفاده می‌کرد.

مافی هم به سنت و هم به مدرنیسم توجه داشت. با اینکه آثار او متوجه و متأثر از هنرهای سنتی است، ولی دستیابی به فرم‌های جدید از اصول تخطی ناپذیر برای او بود. بیان تصویری آثارش یکسونگر و تک بعدی نیست و از ویژگی‌های مهم کارهای او چند بعدی بودن نگرشش در قلمروی هنر خوشنویسی بود. این ویژگی، او را در میان خوشنویسان و نقاشان معاصرش ممتاز کرده بود.

سیاه مشق‌های مافی نمایشگر قدرت و نوآوری در هنر خوشنویسی سنتی است. او بدون استفاده از قلم‌مو، با قلمِ نی و مرکب بر بوم می‌نوشت و به شیوه‌های مختلف خوشنویسی مانند نستعلیق،شکسته، ثلث، تعلیق و رقاع مسلط بود. مافی شیفتهٔ رنگ قهوه‌ای بود از این رو رنگ غالب در آثار او طیف‌های مختلف این رنگ است.

او دیدگاه خود را این گونه بیان می‌دارد: «از این رنگ، بوی سنت و تجربه و کمال به مشام می‌رسد. نمی‌خواهم با ادغام بیدلیل رنگ‌ها و بدون اندیشیدن به محتوا، نقاشی و خطاطی کنم. من به فرهنگ غربی دامن نمی‌زنم و مانند هر انسان وطن دوستی که به فرهنگ کشورش علاقه دارد، نمی‌گذارم فرهنگ بیگانه بر من مسلط شود.»

 


نظر کارشناس

رضا مافی از اسب افتاد و دیگر برنخاست. انصاف نبود مرگ آدمی با آن همه لطف و مهربانی و تواضع و سلامت نفس و بی‌ذره‌ای خبث و بددلی، در چشم به هم زدنی. مرثیه‌اش را همان زمان باید می‌نوشتم! وقتی که داغش تازه بود در دل من. افسوس٫

سال‌ها همکار بودیم و من کار گرافیک می‌کردم و او خطاطی. از من جوان‌تر بود ـ هر چند که موی انبوه سر و ریشش به سفیدی می‌زد ـ و چه دقیق بود و پرکار و کارآمد. صدای جیرجیر قلمش هنوز در گوشم هست. از پیشگامان «نقاشی ـ خط» معاصر بود و راضی نمی‌شد مدام چلیپا و سیاه مشق بنویسد .

بیشتر می‌خواست، بیشتر هم کار کرد، بیشتر هم گیرش آمد. سعی و شعور و خطر کردنش بود که حاصل داد.

او چنین می‌نمود که به درستی شکل اصلی خط نستعلیق فارسی اعتقاد مطلق دارد و به حق فکر می‌کرد این شکل زیبای منظم کار شده که از صافی ششصد سال گذشته است دیگر به اوج بازدهی امکانات ذاتی خود رسیده و مانده است ـ یا باید بماند، بی‌انگولک نقاشی معاصر، که نمی‌‌توانی در ساختمانش تغییرات عمده بدهی و همچنان بخواهی که زیبا بماند.

او شکل‌های اصلی خط نستعلیق را کنار هم می‌گذاشت و از این ترکیب‌بندی‌ تازه بود که به حرف‌های تازه می‌رسید (که این حرف تازه اصلاً درباره اختلاط سنت و نوآوری و از این قبیل مقولات معموله نیست).

دستمایه، کارش را ـ که خط نستعلیق بود ـ خوب می‌شناخت و آن را ماهرانه به کار می‌گرفت و به بیانی تازه و رأی سیاه مشق‌های از بعد از میرعماد تا میرزا غلامرضا می‌رسید.

اساس این کار، کنار هم چیدن مقداری شکل مقوس و معین است که هر بار ترکیب بنیانی تازه‌تری پیدا می‌کند و رنگ‌هایی تازه. ترکیب‌هایی از خطوط جلی شش دانگ و ریز شکسته از حروف ثلث که به هم پیچیده و قفل شده‌اند، از انحناهای دلپذیر نستعلیق که در شکم هم جاسازی شده‌اند و قهوه‌ای‌ها و سیاه‌ها و نخودی‌ها و گل پلاس‌ها و رنگ زمینه کاغذی‌های کهنه شده. و این یک بازی دلپذیر است که هر شکل تازه، سرگرم‌کننده می‌شود و از هر انفجار و دوباره کنار هم قرار گرفتن‌ها، فروریختن‌ها و به هم پیچیدن‌ها نفس تازه‌تری به نقاشی معاصر دمیده می‌شود. رضا مافی، بی‌هیچ تردیدی، از مهم‌ترین و جستجوگرترین خوشنویسان دوران ما بود.

آیدین آغداشلو


نمایشگاهها

گالری کاما | رضا مافی | Exhibition | افتتاحیه گالری کاما

گالری لندن

افتتاحیه گالری کاما

نمایشگاه گروهی, 07 آذر - 11 دی

رضا مافی

بدون عنوان - 1350

کلاژ نوشته های چوبی و چند لایه روی تخته 31 x 21 cm قاب 77 x 66 x 8 cm امضا شده در پایین CoA no. 1711181152472

OAR No. 102013 تک نسخه و منحصر بفرد

موجود برای فروش

افزودن به سبد خرید

تماس با گالری