اخلاقِ زیبایی فصل سپیدِ آثار هادی شعبانی

اخلاقِ زیبایی فصل سپیدِ آثار هادی شعبانی

20 فروردین, 1398 | به اشتراک‌گذاری مقاله


نقدی بر نمایشگاه فصل سپید آثار هادی شعبانی در گالری کاما اخلاقِ زیبایی


زمانی در اواخر قرن نوزدهم، ژاپنی‌ها سعی در مطابقت هنر خود با مفاهیم جهان فلسفه هنر داشتند. آنان بر این نکته پای فشردند که دانش زیبایی‌شناسی، فهم زیبایی نیست بلکه شیوه‌ای است برای زیستن و این به معنی مفهومِ بردن هنر به وادی اخلاق بود این راهی است که آنان برای اتحاد با جهان رو به گستریش برگزیدند.
این هفته به دیدن آثار هنرمندی رفتم که مصداقی از این شیوه زیستن هنرمندانه است. هادی شعبانی هنرمندی است که ابعاد گوناگون زندگی او مثال زدنی است.هادی شعبانی متولد سال ۱۳۶۱  است. او فارغ‌التحصیل رشته سینما از دانشگاه هنر و هنر آموخته عکاسی در فرانسه، نقاش و مجسمه‌ساز، بنیان‌گذار آموزش آکادمیک عکاسی به نابینایان و معلولان جسمی حرکتی، مدرس هنر به کودکان در مناطق محروم کشور، مدرس عکاسی و سینما و ورزشکار حرفه‌ای در رشته دوچرخه‌سواری و تیراندازی است. شعبانی تاکنون ۲ نمایشگاه مجسمه‌سازی، ۷ نمایشگاه انفرادی نقاشی، ۵ نمایشگاه انفرادی عکس و بیشتر از ۳۰  نمایشگاه گروهی در رشته‌های مختلف برپا کرده.


وی که در کودکی از ناحیه پا دچار آسیب شده‌است، به تازگی در وادی اختراع وارد شده و اندامی مصنوعی برای پا ساخته است که مورد قبول مراجع ذی الصلاح قرار گرفته است..
امروزه هنرمند نه در بازتاب شیء هنری تولید شده قضاوت می‌شود، بلکه زیستن  اجتماعی وی مصداق حضور هنری در عرصه بازگشایی مسیر نوینی برای جامعه مخاطبین خود است. زیستن شعبانی مثال زدنی است. نیروی خیر و از خود گذشتگی در زیبایی شناسی این هنرمند در فواصل و تناسبات و مفهوم گرایی نمود پیدا نمی‌کند، بلکه وی در تلاش است تا با غلبه بر ناتوانی فیزیکی خود نمونه‌ای باشد از اراده معطوف به دانستن و عمل کردن. در مقام انسانی که شاهد فروپاشی ارزش‌های اخلاقی و سر برآوردن حرص و آز و اقتصاد‌ محوری جهانی است او به سمت نوع دوستی و درک طبیعت و صلح اشاره می‌کند.


در کارنمای پیش رو هنرمند بیست تابلو نقاشی با ابعاد بزرگ و کوچک  ارائه کرده است. این تصاویر بیشتر از آنکه نقاشی به شمار آیند می‌توانند طراحی و یا عکاسی خوانده شوند. طراحی به آن جهت که از بین عناصر بصری، خط به طور مشخص عنصر اصلی و کارمادهِ شکل گرفته در خلاقیت هنرمند است. از منظر دسته بندی ژانرهای هنری آثار شعبانی را می‌توان دور نما و یا منظره‌نگاری دانست چرا که بیشتر آثار با تکیه بر خط افق دید انسانی سامان یافته‌اند و دارای ترکیب‌بندی افقی و مرکزی هستند  از این رو می‌توان این تصاویر را به نگاهی عکاسانه نسبت داد چرا که فعل دیدن در هنرمند متاثر از ویزور دوربین است وبا تکیه بر سوابق تحصیلات هنری شعبانی این نگاه دارای عقبه است.

روابط بین سطوح سیاه و سفید و تعادل بر قرار شده در تابلوها نمادی از حضور خلسه عارفانه‌ی هنرمند است که در هنرمعاصر ایرانی  و تکیه بر طبیعت بومی دیده شده، هنرمندانی مانند جلال شباهنگی و زنده یاد عباس کیارستمی این گونه ترکیب‌بندی را به وفور در آثارشان به کار برده‌اند. اما دسته دوم آثار شعبانی با نگاهی فرا‌واقع‌گرایانه عناصر گیاهی اُرگانیک را در مرکز تابلو پدیدار کرده‌اند این ابژه‌ها در ظاهر درختانی هستند که در میان کادر تابلو که نمادی از جهان معاصر است معلق شده‌اند ریشه و تنه آنان مشهود است بطور قطع باید این دسته آثار را دارای ارزش بصری جدی‌تر دانست. چرا که تکیه بر نوعی تصویر‌سازی در کتب علمی داشته که اندیشه‌ی هنرمند عامدانه آنان را در معرض خوانش متفاوتی از بررسی علمی قرار داده‌است. این تصاویر گاهی با چرخشی از بالا دیده شده‌اند، گویا ناظر از آسمان به درخت نگاه می‌کند. مخاطب در برخورد با این مجموعه به نظام دیداری بخصوصی دست می‌یابد که استوار بر زاویه دید و تحیر از برخورد با طبیعت است. دشت‌های وسیع و افق‌های بلند به همراه  کنتراست سیاه و سفید، شاعرانگی آرام و عارفانه ای را به ذهن متبادر می‌کند که در بدو ورود به نمایشگاه احساس متبوعی را سیلان می‌دهند. در آستانه بهار خیر و زیبایی در آثار این هنرمند به وحدت رسیده‌اند. بی شک این روزها کمتر نمایشگاهی را می‌توان یافت که چنین به احساس عمومی انسان و درک او از طبیعت و زندگی ارج بگذارد.